دخترک 13 ماهه
دختر نازم وقتی یک سال و 10 روزت بود یه سفر کوتاه به شمال داشتیم و با یه تیر چند نشون زدیم
هم یه اب و هوایی عوض کردیم و هم به دوست خانوادگی که در ساری بود سر زدیم و حسابی از دیدنشون لذت بردیم و هم بابایی بالاخره پروپوزال پایان نامش رو ثبت کرد. این هم عروسک خوشگل و خوش سفر ما:








دیبا و علاقه به ماهی و آکواریوم از دید دوربین!

کالبد شکافی گل توسط گل دختر گل بسر

هنر نمایی مادر و دوربین ( کو دختر ندارد نشان از پدر !
)




دیبا در حال اکتشاف!


دیبا و امیر مخمد عزیز و مهربون که چند روز حسابی مزاحمشون بودیم و واقعا این شاه پسر و مامان و باباش مهمون نوازی کردن و به ما خیلی خوش گذشت


دیبای نازم نتونست ابی دریای شمال رو ببینه چون توی خواب ناز بسر برد
یه چرت کوتاه توی هوای دلچسب پاییزی و در کنار ابی دریای شمال حتما حسابی چسبیده عزیزم

دختر کتاب خوان من





دااااااااالی

پیتزای فیلادلفیا مخصوص دیبا

نوشابه خوردن اون هم با نی توسط دیبایی با 12 عدد مروارید زیبا در صدف دهانش





دختر نازم در حال تماشای بی بی انیشتین

در 13 ماهگی در اوردن دندانهای نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم و ایستادن و چند قدم راه رفتنت رو شاهد هستیم
خیلی با نمک می شی وقتی چند قدم راه می ری و نگاه به ما می کنی و دس دسی می کنی به نشانه ی
این که ماهم برات دست بزنیم و تشویقت کنیم . در هر جایی که باشی با شنیدن اهنگ های جور وا جور نای نای
می کنی و خلاصه شیرین ترین روزگار رو برای من و بابایی به خاطره می کشی
دختر ناز من، فرشته رویاهای من ، دیبای ابریشمین من عاشقانه دوست دارم


دخترک 13 ماهه 









